ازشما می پرسم: آیابا این حال،با طبیعت وغریزه چه رفتاری بکنیم؟ آیاطبیعت حاضراست به خاطر اینکه وضع زندگی ما دردنیای امروز اجازه نمی دهد که درسنین شانزده یا هجده سالگی ازدواج کنیم دوران بلوغ رابه تأخیر بیندازد وتاما فارغ التحصیل نشده ایم غریزه ی جنسی ازسر ما دست بردارد؟؟
آیاجوانان حاضرند یک دوره ((رهبانیت موقت)) راطی کنندو خود راسخت تحت فشارو ریاضت قرار دهندتا زمانیکه امکانات ازدواج دائم فراهم شود؟فرضاً جوانی حاضرگردد رهبانیت موقت رابپذیرد،آیا طبیعت حاضراست ازایجاد عوارض روانی سهمگین و خطرناکی که دراثر ممانعت ازاعمال غریزه ی جنسی پیدامی شودو روانکاوی امروز از روی آنها پرده برداشته است صرف نظرکند؟
دو راه بیشترباقی نمی ماند: یاآنکه جوانان را به حال خود رهاکنیم وبه روی خود نیاوریم؛ به یک پسراجازه دهیم ازصدها دختر کام بگیرد، وبه یک دختر اجازه دهیم با دههاپسر رابطه ی نامشروع داشته باشدو چندین بارسقط جنین کند، یعنی عملاً کمونیسم جنسی رابپذیریم؛ وچون به پسر ودختر ((متساویاً)) اجازه داده ایم روح اعلا و والای حقوق بشر رااز خود شاد کرده ایم، زیرا روح والای حقوق بشر ازنظر بسیاری از کوته فکران این است که زن ومرد اگر بناست به جهنم دره هم سقوط کنند، دوش به دوش یکدیگر وبازو به بازوی هم وبالاخره ((متساویاً)) سقوط کنند.آیا این چنین پسران ودخترانی باچنین روابط فراوان وبی حدی در دوران تحصیل،پس از ازدواج دائم مرد زندگی وزن خانواده خواهند بود؟
راه دوم ازدواج موقت وآزاد است.ازدواج موقت در درجه ی اول زن را محدود می کندکه درآن واحد زوجه ی دو نفرنباشدبدیهی است که محدودشدن زن مستلزم محدودشدن مردنیز خواه وناخواه هست.وقتی که هر زنی به مردمعینی اختصاص پیداکند قهراً هرمردی هم به زن معینی اختصاص پیدا می کند،مگرآنکه ازیک طرف عددبیشتری باشند.بدین ترتیب پسرو دختر دوران تحصیل خودرا می گذرانندبدون آنکه رهبانیت موقت وعوارض آن را تحمل کرده باشندو بدون آنکه در ورطه ی کمونیسم جنسی افتاده باشند.